سرقت مال مشاع
25 تیر 1400 · · خواندن 4 دقیقه سرقت مال مشاع شرط ارتکاب جرم سرقت این است که اموال مسروقه متعلق به شخص دیگری باشد. از این رو ، اگر اموال موضوع جرم به دیگری تعلق نداشته باشد ؛ عنصر مادی جرم سرقت محقق نشده است. به دنبال این بحث ، این سوال مطرح می شود که آیا مال مشاع متعلق به دیگری است یا خیر؟ اگر جواب مثبت است ، سرقت آن سرقت است و اگر جواب منفی باشد ، سرقت آن سرقت نیست. در انتشار ، مالکیت مشترک متعلق به مالکان مشترک است و از این نظر می توان دو فرض را تصور کرد: اولاً ، تصرف هر یک از شرکا در مال مشاع به منزله تصرف در مال خود وی محسوب می شود. دوم ، اینکه چنین تصرفی به معنای توقیف اموال دیگری است. در حالت اخیر ، هرگونه تصرف غیرقانونی است و تحت عنوان کیفری مناسب با آن برخورد خواهد شد. يعني اگر مال مشاع توسط يكي از شركا تخريب شود ، جرم تخريب است و در صورت سرقت ، جرم سرقت است و قابل تفكيك نيست و بعضي از اقدامات مذكور محسوب مي شود. جرم و برخی فقط به عنوان ضمانت مدنی در نظر گرفته می شوند. زیرا در همه این موارد یا تعلق به غیر واقع شده یا متعلق به غیر واقعی محقق نشده است. پذیرش هرگونه فرض در کلیه جرایم علیه اموال دارای حکم است و قابل تفکیک نیست. طبق قانون مدنی ایران ، مال مشاع متعلق به همه شرکت ها است و هر یک از آنها در بخشی از املاک مشترک سهیم هستند. در نتیجه ، توقیف هر یک از آنها در مال مشاع بدون اجازه شرکای دیگر غیرقانونی و ماده 581 ق. م بر این معنا تأکید کرده است. آیا بر اساس غیرقانونی بودن دخالت شریک در مال مشاع ضمانت اجرای مدنی وجود دارد یا اینکه ضمانت اجرای کیفری را رد می کند یا خیر؟ به نظر می رسد هیچ تعارضی بین این دو قابل تصور نیست. منطق حقوقی ایجاب می کند که ضمانت اعدام کیفری با ضمانت اجرای مدنی مطابقت داشته و در تعارض با یکدیگر نباشد. یکی از اهداف قانون کیفری تأمین امنیت مالی افراد در جامعه است و هیچ دلیلی برای استثنا مالک مال مشترک از این حمایت قانونی وجود ندارد. آنچه مسلم است این است که در تفسیر قانون مجازات ضمن حفظ حقوق متهم ، به ویژه اصل برائت ، روح قانون که از قربانی محافظت کرده است ، باید ملاک عمل قرار گیرد. همانطور که تفسیر قانون نباید به گونه ای باشد که شامل اقدامات غیرعمد قانونگذار باشد ، نباید عملکرد زیانبار متهم را توجیه کند. بلکه باید با توجه به عناصر تشکیل دهنده جرم ، منجر به مبارزه با رفتارهای نابهنجار اجتماعی شود. بنابراین ، اگر یکی از شرکای اموال مشترک به صورت آدم ربایی به طور غیرقانونی دخالت کند ، به نظر نمی رسد مانعی برای سرقت این عمل بر اساس عنصر مادی آن باشد. توقیف اموال مشترک از نظر مدنی نه تنها جایز نیست بلکه از نظر کیفری نیز تضمین می شود که اگر تصرف به صورت سرقت باشد ، می تواند سرقت محسوب شود. به نظر می رسد اتخاذ روال متفاوتی در مورد دارایی های مشترک در جرایم علیه مال توجیه قانونی ندارد و عدالت و انصاف ایجاب می کند که سیاست و روال مشابهی را در کلیه جرایم علیه مال اجرا کنیم. یا مال مشاع متعلق به دیگری است ، در این صورت هر تصرفی در آن غیر مجاز است و دارای عنوان مجرمانه متناسب با رفتار مرتکب است ، یا مال مشترک متعلق به مرتکبی است که هر گونه تصرف در آن عنوان مجرمانه ندارد. نتیجه گرفته می شود که تعیین عنوان جرم سرقت از اموال مشترک توسط شریک بر اساس آن قسمت از اموال که متعلق به وی نیست مجاز است. در هر صورت ، اگر سو ظن به مالكیت برای مرتكب وجود داشته باشد یا سو نیت وی ثابت نشود ، جرم سرقت به دلیل عدم وجود یكی از عناصر كلی جرم (عنصر معنوی) و صرف نظر از مشارکت در اموال مشترک. آنچه مهم است این است که این عمل با دانش و اراده و با سو نیت انجام شده است. احراز این موضوع که قابل اثبات است ، رسیدگی به کیفیت رفتار مجرمانه و شرایط هر پرونده به عهده دادگاه خواهد بود و هیچ تأثیری در ماهیت عمل ارتکابی ندارد. همچنین با بررسی کیفیت رفتار انحصاری همراه با محروم ساختن شریک از بهره وری از اموال مشترک ، می توان به سو نیت لازم در جرم سرقت اموال مشترک دست یافت. با توجه به ممنوعیت تصرف در اموال مشترک بدون رضایت شرکای دیگر ، بدیهی به نظر می رسد که اگر رفتار شریک در تصرف در اموال مشاع به صورت آدم ربایی باشد ، می توان آن را سرقت دانست.برای مشورت با یک وکیل سرقت می توانید به لینک موجود مراجعه کنید.